این آقا تصمیم گرفته ساندویچ فروش های شهرشان را
زهر ترک کند. او که خودش را شبیه زامبی ها کرده به ساندویچ فروشی های سواره می رود
و در حالیکه ساندویچ فروش های بیچاره آماده اند تا با یک مشتری مثل مشتری های قبلی
روبرو شوند به یکباره با دیدن یک زامبی در مقابل خود جا می خورند.